تبلیغات
ایرانیان - لشکر کشی مغول به ایران
ایرانیان
چو ایران مباشد تن من مباد
لشکرکشی اول تیمور به خراسان
«787- 782 ق/ 1385- 1380 م»

با فتح (هرات))، دروازه
خراسان بر روی تیمور گشوده شد. وی از آغاز فرمانروایی، الحاق آن سرزمین پهناور را به قلمرو خویش در ضروری می دید . هدف او این بود که تا تمامی قلمرو چنگیز را به دست آورد و این رویایی بود که هرگز او را رها نکرد.
او چهل ساله بود که برای حمله به خاک خراسان از
جیحون گذشت و بعد از آن بطور مکرر، در آن سرزمین به تاخت و تاز پرداخت. در واقع طی سه سال و نیم «از 782 تا 785 ق/ 1380 تا 1383 م» او چهار بار از سمرقند به خراسان لشکرکشی کرد .

همراهی رهبر سربداران با تیمور
،
خواجه علی شویه، سرکرده سربداران سبزوار به تیمور پیوست و نسبت به وی اظهار طاعت و فرمانبرداری کرد. خواجه در رکاب تیمور با شور و هیجانی که ویژه سربداران بود، با او همراهی کرد .

تبعیت ملوک آل کرت با تیمور
از این رو ملک غیاث الدین
آل کرت خواه ناخواه نسبت به او اظهار تبعیت نمود تا اینکه تیمور سرخس را تسخیر کرد .
در
تایباد و ملاقات با شیخ زین الدین تایبادی از او همت و دعا خواست .

شورش هرات
در این ایام، با آن که پسرش
میرانشاه در رفع مدعیان سعی کوشش بسیار کرد، امّا شورش هرات همچنان حضور خود تیمور را می طلبید. از این رو، فتح نواحی دیگر را نیمه تمام گذاشت و بدآنجا شتافت.

ادامه فتوحات تیمور
امیرگورکان طی لشکرکشی های بعدی،
قندهار و بلخ را تصرف کرد. و اسفراین با خاک یکسان شد، بعلاوه سیستان نیز عرضه غارت قرارگرفت.
تیمور در تمام این مدت، به هر دیاری که می رفت، به دنبال لشگر خود، جویی از خون جاری می ساخت. فاجعه
مغولان و چنگیز تکرار می شد:
این بار، برخلاف عهد هجوم تاتار، فاتح ویرانگر و خونخوار دیگر یک کافر بت پرست نبود، بلکه فرمانروایی مسلمان بود که به
صوفیه واهل زهد نیز علاقه نشان می داد.
در جریان این لشکرکشیها،
نیشابور و ترشیز را متصرف شد. سپس از آنجا به دفع امیرولی- فرمانروای ترکمان جرجان- شتافت که او را نیز به اظهار طاعت واداشت.

__حمله مجدد تیمور به خراسان
از طرفی بار دیگر که لشکر به خراسان لشکر کشید، اهل هرات را هم که بر سپاهش شوریده بودند، سخت تنبیه کرد «785ق/ 1383 م» و در آنجا بود که طرح اختراع کله منارها از خاطرش گذشت .

کله منارها !
بطوریکه تیمور از سرهای یاغیان، مناره های بلند ساخت، بناهایی مخوف که در ساختمان آنها، چنانکه
کلاویخو سفیر اسپانیا در دربار او وصف می کند: یک ردیف جمجمه انسانی در بین دو ردیف گل و خاک واقع می شد.

حمله تیمور به مازندران
چندی بعد در
مازندران، استقلال محلی خاندان سادات مرعشی را از میان برداشت. بعلاوه سید کمال الدین مرعشی، وارث و جانشین میر قوام الدین را که در آن نواحی داعیه استقلال داشت، وادار به اظهار طاعت کرد.

حمله به نواحی زنجان
سلطانیه را نیز از دست اولاد
سلطان احمد جلایر بیرون آورد «786 ق/ 1384 م» .

حمله به نواحی ماوراء النهر
در فاصله این یورش چهارساله که طی آن بطور دایم بین خراسان و ماوراءالنهر در حرکت بود، در نواحی
کاشغر و دشت قبچاق هم تاخت و تازهایی کرد .
هدف این تاخت و تازها ، برطرف کردن هرگونه تهدید احتمالی از قلمرو خود در
ماوراءالنهر بود. او امیرقمرالدین دغلات، فرمانروای کاشغر ، را از آنجا به دشت قبچاق به عقب راند .
سپس، سرزمینهایی را که بین دریای خوارزم یا همان
دریاچه آرالو دریای خزر واقع بود به دست فردی به نام توقتمش، که خان زاده ای مغول از خاندان باتو بود را در آنجا به امارت نشاند و خود به ماوراءالنهر بازگشت.



نوشته شده در تاریخ سه شنبه 1389/02/7 توسط مهدی آرا