تبلیغات
ایرانیان - سال ۵۹ حامیان بنی‌صدر، سال ۸۸ حامیان موسوی/ «سوت مى‏زدند و کف مى‏زدند آن هم روز عاشورا؛ اینها می‏خواستند که این منافقین هم آزاد بیایند توى مردم»
ایرانیان
چو ایران مباشد تن من مباد
        
 

محمد مهدی تهرانی: کف و سوت زدن های روز عاشورا که خشم و انزجار عمومی مردم را به دنبال داشت، یاد و خاطره بنی‌صدر و منافقینی را زنده کرد که عاشورا را به یک میتینگ سیاسی و ضد نظام بدل کرده بودند تا با سوت و کف متهم کردن نظام و خرسندی رسانه های خارجی [...]


محمد مهدی تهرانی: کف و سوت زدن های روز عاشورا که خشم و انزجار عمومی مردم را به دنبال داشت، یاد و خاطره بنی‌صدر و منافقینی را زنده کرد که عاشورا را به یک میتینگ سیاسی و ضد نظام بدل کرده بودند تا با سوت و کف متهم کردن نظام و خرسندی رسانه های خارجی را نتیجه بگیرند.

در واکنش به همین جسارت ها بود که امام بعد از خلع بنی‌صدر لب به سخن گشود و در ۱۱ تیر سال ۶۰ از منافقین با عنوان تفاله های آمریکایی یاد کرد.

بخشی از سخنان امام خمینی که این روزها به‌طور مکرر از سیما پخش شد و در آن امام به کف و سوت زدن در روز عاشورا اعتراض می‌کند، در واقع همین سخنرانی ۱۱ تیر ۶۰ است که امام در جمع خانواده‌های شهدای هفتم تیر، به حرمت‌شکنی بنی‌صدر و هوادارانش در روز عاشورای سال قبل از آن (آبان ۵۹) اشاره و تصریح می‌کنند: «بی‌جهت نیست که در آن نطق‌هاى با اجتماع زیاد روز عاشورا سوت مى‏زنند و کف مى‏زنند. امام مظلوم ما به شهادت رسیده، روز شهادت امام مظلوم ما، پاى نطق و سخنرانى یک نفر آدمى که با آنها دوست است، کف مى‏زنند و سوت مى‏کشند و امریکا را از یاد مى‏برند. خط این بود که اصلاً امریکا منسى بشود. یک دسته شوروى را طرح مى‏کردند تا امریکا منسى بشود، یک دسته “اللَّه اکبر” را کنار مى‏گذاشتند، سوت مى‏زدند و کف مى‏زدند آن هم روز عاشورا.»

امام شرایط زمانی را هشدار دادند و فرمودند: «نباید ما فراموش کنیم که در جنگ با امریکا هستیم. ما در جنگ با امریکا و تفاله‏هاى امریکا [هستیم‏]، این تفاله‏هایى که قالب زدند خودشان را و ما غفلت کردیم، الآن هم هستند. باید هر یک از اینها را شناسایى کنید و به دادگاه‌ها معرفى کنید، ننشینید که باز یک جایى را آتش بزنند. اینها مى‏خواهند خرابى کنند، کار ندارند به این که کى کشته بشود و کى از بین برود، دشمنى خصوصى هم با هیچ کدام ندارند.»

امام همچنین ادامه دادند: «مشت اینها باز شد که اینها از چه سنخ آزادى مى‏خواهند؛ آزادى انفجار! آزادى انفجار اینها مى‏خواهند. اینها مى‏خواستند که این منافقین هم آزاد بیایند توى مردم و بعد از یک سال دیگر بسیارى از جوان‌هاى ما را منحرف کنند، آزادانه و بسیارى از کارهایى که مى‏خواهند مخفیانه انجام بدهند، آزادانه انجام بدهند، براى اینکه، آزادى است!»

سخنان تند و نهیب شدید امام متوجه وقایع عاشورای سال ۵۹ بود. آن روز که بنی‌صدر در جمع تجمع کنندگان میدان آزادی حاضر شد و در سخنانی مشابه سران فتنه اخیر نظام را به شکنجه، قتل و تندروی محکوم کرد. شرایط آن روز و سخنانی که بنی‌صدر به زبان آورد تا سوت و کف ها برگه های تاریخ عاشورای ۵۹ را پر کنند، تطابقی قابل توجه با بیانیه ها و مصاحبه های ساختارشکن سران فتنه طی روزها و ماه‌های اخیر و وقایع منجر به حرمت‌شکنی روز عاشورا دارد.

بنی‌صدر در اجتماع روز عاشورا گفته بود: «در قانون اساسی ما مگر شکنجه حرام نشده است؟ ممنوع نشده است؟ در کجای دنیا و در کدام دین و در کدام کشور اسلامی و حکومت اسلامی شش نوع زندان وجود دارد؟ چرا اینها تعطیل نمی شود؟ (تکبیر و سوت و کف حضار) چرا باید هر کس و هر نهادی یک زندان داشته باشد؟ اینها باید تعطیل شود.»

بنی‌صدر به گونه‌ای صحبت می کرد که گویا جمهوری اسلامی جز یک دستگاه مخوف شکنجه گر نیست. واکنش های احساسی بنی‌صدر به اخبار و اطلاعاتی که به او می رسید، بارها و بارها برای او مسئله ساز شده بود. او این بار نیز داد سخن برداشته بود تا در کنار خشنودی بیگانگان، متهم کردن امام و انقلابیون را نتیجه بگیرد.

بنی‌صدر در در ادامه سخنان خود از باب ارشاد هم برآمد و گفت: «جو اسلام، جو اعتماد است. این همه دستگاه‌های ترسناک و مخوف درست نکنید. چرا هیئتی تشکیل نمی شود به کار این زندان های گوناگون نمی رسد؟ چرا در رژیم اسلامی، انسان و جان او این همه بی منزلت شده است که بتوان مثل آب خوردن محکوم کرد و بدون اینکه کسی بفهمد، کار او را تمام کرد؟ چه طور می شود که اشخاص را می گیرند و به زندان می برند و ماهها جزء فراموش شدگان می شود. بس کنید این کارها را. دستگاه قضایی ما باید بی طرف باشد، مستقل باشد و نباید اجازه داد انواع و اقسام پیدا کند و ابزار قدرت سیاسی شود.»

بعد از مواضعی از این دست و تحرکات منافقین بود که کم کم بنی‌صدر و حامیان او به حاشیه رانده شدند و از صحنه سیاسی کشور به دست نمایندگان مردم حذف شدند. امام بارها و بارها به بنی‌صدر خطر نفوذ منافقین را هشدار داده بود، اما بنی‌صدر هیچ آگاه آن گونه که باید به مواضع امام توجه نکرد.

امام در همان سخنانی که به اهانت کنندگان روز عاشورا اشاره کردند، باز هم خطر منافقین را گوشزد و از تذکرات خود به بنی‌صدر سخن به میان آوردند. امام فرمودند: «من حالا هم باز به این افرادى که خیلى منحرف نیستند، من به این‌ها باز نصیحت مى‏کنم که شما بیایید و حساب‌تان را از این منافقین که قیام بر ضد اسلام کردند، حسابتان را جدا کنید، نه اینکه بگویید که خشونت شما نکنید، آن وقت به من هم بگویید که شما هم خشونت نکنید، این معنایش این است که ما و آنها مثل هم هستیم. آنهایى که “شناخت” شان را گمان ندارم این آقایان ندیده باشند، اینهایى که کتاب عقایدشان را منتشر کرده‏اند و این آقایان هم شاید و لابد دیده‏اند آنها را، با ما که مى‏دانند که ما لااقل مسلمان هستیم، مسلمان بدى هستیم، اینها حسابشان را جدا نمى‏کنند. شما دیدید که آقاى بنی‌صدر حسابش را جدا نکرده، خدا مى‏داند که من مکرر به این گفتم که آقا، اینها تو را تباه مى‏کنند. این گرگ‌هایى که دور تو جمع شده اند و به هیچ چیز عقیده ندارند، تو را از بین مى‏برند، گوش نکرد، هى قسم خورد که اینها فداکار هستند، اینها مردم کذا هستند؛ یعنى، آنهایى که دور و بر او هستند. خوب من مى‏دانستم که اینجور نیستند.»

هشدارها و انذارهای امام تمامی نداشت؛ هشدارهایی که اگر به آن توجه می شد، شاید تاریخ انقلاب به گونه ای دیگر رقم می خورد و انقلاب از نعمت حضور برخی چهره های خود نیز محروم نمی شد. امام می فرمود: «امروز آنى که براى شما براى دینتان براى دنیاتان فایده دارند، این ملت‏اند، این ملت پابرهنه است. آن ملت سرمایه‏دار هم به درد شما نمى‏خوردند، آنها همه براى خودشان مى‏کشند، شماها را مى‏خواهند آلت دست قرار بدهند. این منافقین هم به درد شما نخواهند خورد، هر روزى که این منافقین قدرت پیدا کنند سر شما را هم مى‏برند؛ براى اینکه شما لا اله الّا اللَّه‏ مى‏گویید، آنها با لا اله الّا اللَّه‏ مخالف‏اند… آن روزى که اینها پیروز بشوند -خداى نخواسته- شما فداى آنها خواهید شد، شما را پل قرار داده‏اند براى پیروزى، وقتى که رفتند این پل را عقب خودشان خراب مى‏کنند، آنها مزاحم نمى‏خواهند.»

امام از کسانی که موضع داشتند، خواستند تا مفاسد را صراحتاً محکوم کنند. ایشان از تعلل برخی در موضع گیری صریح هم به شدت گلایه کردند:«شما همین یک مسئله را بگویید، یک اعلامیه بدهید. مسئله در کتاب خدا هست که این‏ اشخاصى که مفسد هستند و ریختند توى خیابانها و مردم را مى‏ترسانند، به حسب حکم خدا، حکمشان این است. شما این مسئله شرعى را بگویید و از گروه خودتان امضا کنید. خوب، چرا این قدر تعلل مى‏کنید؟ مگر براى شما مى‏خواهید اینها چه بکنند؟»




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1389/03/24 توسط مهدی آرا