تبلیغات
ایرانیان - ازدواج حضرت محمد(ص) با حضرت خدیجه (س)
ایرانیان
چو ایران مباشد تن من مباد

 

ازدواج با خدیجه

در دورانى كه پیغمبر سنین بین بیست تا بیست و پنج‏سالگى را مى‏گذرانید، ابوطالب از خدیجه دختر خویلد بانوى نامدار قریش كه از نجابت و اصالت و عقل و فهم و درایت فراوان برخوردار و در نیاى چهارم (قصى بن كلاب) با پیغمبر شریك بود، تقاضا نمود سرمایه‏اى در اختیار بردارزاده‏اش «محمد» بگذارد، تا او نیز خود به كار تجارت اشتغال ورزد. خدیجه از ارث پدر، و دو همسر متوفاى خود ثروتى اندوخته بود، و مانند بسیارى دیگر از زنان مكه با آن تجارت مى‏كرد. به این معنا كه نمایندگانى مى‏گرفت تا با سرمایه او داد ستد كنند.

خدیجه كه وصف «محمد بن عبدالله‏» جوان محبوب مكه را به عنوان «محمد امین‏» شنیده بود، شخصا از «محمد» خواست به دیدن او برود، وقتى «محمد» آمد خدیجه گفت: آنچه موجب شده است من شیفته تو شوم و مهر و محبت تو را صادقانه به دل گیرم، صداقت و امانت و اخلاق شتوده تو است. به همین جهت‏حاضرم سرمایه‏اى دو برابر آنچه به دیگران مى‏دهم در اختیارت بگذارم تا شخصا اقدام به تجارت كنى. علاوه دو غلام خود را نیز به تو مى‏سپارم تا در این سفر تجارى همراه تو باشند و در كارها تو را یارى نمایند.

خدیجه به غلامان خود دستور داد كاملا تحت فرمان «محمد» باشند، و هنگام بازگشت هرچه از وى در سفر دیده‏اند، گزارش دهند.

«محمد» با مال التجاره خدیجه همراه سایربازرگانان مكه راهى سفرشام شد در این سفر همه تجار سود بردند، به خصوص، «محمد» كه بیش از دیگران سود برد. در بازگشت «میسره‏» غلام خدیجه به وى كه از كارهاى محمد در سفر جویا شده بود، گفت: تمام كارهاى او حساب شده و منظم و بر اساس عقل و درایت است. میسره توضیح داد كه وقتى یكى از تجار از محمد خواست به دو بت «لات‏» و «عزى‏» سوگند یاد كند، محمد گفت: «چیزى در نزد من پست‏تر از لات و عزى نیست‏» و چون در شهر «بصرى‏» راهبى محمد را دید كه در سایه درختى نشسته است، گفت: «این همان پیغمبرى است كه در تورات و انجیل راجع به او بشارت‏هاى زیادى خوانده‏ام‏»!

نجابت محمد بن عبدالله كه از اصیل‏ترین قبایل عرب «بنى هاشم‏» بود، و استعداد و لیاقت و شخصیت ممتاز و شهرتى كه در امانت‏دارى داشت، او را زبانزد خاص و عام كرده بود.به طورى كه «محمد امین‏» خوانده مى‏شد. این اخبار و گزارش‏ها توام با قامت موزون و قیافه خوش تركیب و رخسار زیبا و دوست‏داشتنى وى كه چون با كسى سخن مى‏گفت، یا با دیدگان سیاه و براق و نافذ خود، به كسى مى‏نگریست، در دل طرف، تولید محبت مى‏كرد، همگى باعث‏شد كه خدیجه شیفته حسب و نسب و لیاقت و سخصیت و خصال پسندیده او شود. همین جهات نیز موجب گردید كه خدیجه زنى به نام «نفیسه‏» دختر «علیه‏» واسطه قرار دهد تا آمادگى او را براى ازدواج با محمد به اطلاع وى برساند.

بعضى از مورخان معتقدند كه خدیجه خود موضوع را با «محمد امین‏» در میان گذاشت، و به گفته «ابن هشام‏» مورخ مشهور به وى گفت: «عموزاده من! به واسطه خویشاوندى كه میان من و تو وجود دارد، و عظمت و احترامى كه در نزد قوم خود دارى، و امانت و خوینیكو و راستگوئى كه در تو هست، مى‏خواهم صریحا به تو بگویم كه مایلم به همسرى تو درآیم‏».

پیغمبر موضوع را با ابوطالب عمویش در میان گذاشت، و ابوطالب نظر موافق خو را اعلام داشت «نفیسه‏» بانوى واسطه نیز آمادگى «محمد امین‏» را به خدیجه خبر داد، و به دنبال آن مجلس عقد باشكوهى در خانه خدیجه تشكیل شد.

تمام بزرگان قریش و اشراف مكه در مجلس عقد شركت داشتند.

خدیجه در اطاق مجاور در میان بانوان مكه نشسته بود، و جریان مجلس را زیر نظر داشت. ابوطالب به نمایندگى از طرف پیامبر ورقة بن نوفل پسر عمو و نماینده خدیجه را مخاطب ساخت، و خطبه عقد را به طرزى معقول و حكیمانه خواند و از جمله گفت: «برادرزاده من محمد بن عبدالله با هر مردى از قریش كه مقایسه شود، بر او برترى دارد. هرچند فاقد مال و ثروت است، ولى مال و ثروت مانند سایه، زائل مى‏شود، اما اصل و نسب چیزى است كه مى‏ماند...»

وربة بن نوفل به نمایندگى از سرف خدیجه در پاسخ ابوطالب گفت: «كسى از قریش منكر فضل شما بنى هاشم نیست. ما از صمیم دل میل داریم كه دست به ریسمان فضلیت و رافت‏شما بزنیم‏».

پس از آن خدیجه به كابین چهار صد دینار، برایمحمد بن عبدالله جواب محبوب بنى هاشم و چهره درخشان مكه عقد شد.

سپس «محمد» از خانه ابوطالب به خانه خدیجه همسر خود آمد، و زندگى جدیدى را آغاز كرد.

«محمد» در این وقت بیست و چهار یا بیست و پنج‏سال داشت. خدیجه نیز بنابر مشهور 39 یا 40 سال داشته است و كمتر از اینها هم گفته‏اند.

دانشمند مشهور ابن شهر اشوب مازندرانى، مى‏گوید: احمد بلاذرى و ابوالقاسم كوفى (از علماى عامه) در كتابهاى خود، و سید مرتضى دانشمند بزرگ شیعه در كتاب «الشافى‏» و شیخ طوسى در «تلخیص الشافى‏» روایت كرده‏اند كه وقتى پیغمبر (صلى الله علیه و آله) با خدیجه ازدواج كرد، خدیجه دختر بود(مناقب آل ابیطالب ج 1 ص 159)به همین جهت‏سن خدیجه را 25 سال و 28 و 30 سال هم گفته‏اند.(




نوشته شده در تاریخ جمعه 1389/03/28 توسط مهدی آرا