تبلیغات
ایرانیان - پیروزی ایران بر عراق(2)
ایرانیان
چو ایران مباشد تن من مباد

هر چند پیروزی ایران در والفجر 8 یا به نسبت در برخی از این عملیاتها، یك پیروزی عملیاتی محسوب می شد، اما دستاوردهای آن در حدی نبود كه روی استراتژی كلان تأثیر بگذارد و به تأمین اهداف كلا ن نظامی ایران منجر شود. موفقیت آنها در بهترین حالت و بدون توجه به شاخص هزینه ها، گامی به سوی نزدیك شدن به اهداف بود.
 
ادامه عملیات در جبهه جنوب و تصرف بصره به دلیل آگاهی دشمن از تمامی راهكارهای عملیات و فقدان زمینهِ لازم برای غافل گیری كه با توجه به ضعف جنگ افزاری، اتكای اصلی نیروهای ایرانی بر آن بود، به بن بست رسید و امكان ادامه عملیات موفقیت آمیز از ایران گرفته شد؛ بنابراین، پس از انجام عملیات كربلای 5 و بهره گیری هر دو كشور از تمامی توان خود و همچنین، تكرار این تجربه در عملیات تكمیلی كربلای5 و كربلای 8، نیروهای سپاه منطقه عملیاتی را به امید تصرف هدف مهم دیگری در مناطق شرقی كشور عراق و نیز كشاندن بخشی از عمده قوای دشمن به این مناطق به جبهه شمال منتقل و ضمن فعال شدن قرارگاه رمضان سلسله عملیاتهای بیت المقدس، فتح و نصر را در این جبهه طراحی و اجرا كردند.(26) كه موفق ترین عملیات والفجر 10 در منطقه حلبچه بود و به آزادی تعدادی از شهرهای كردنشین عراق و تسلط ایران بر شرق دریاچه دربندیخان منجر شد، اما این عملیاتها نیز نتوانستند سطح استراتژی جنگ را تغییر دهند. حتی موفق ترین مورد آن به جابه جایی یگانهای اصلی و عملیاتی عراق از جبهه جنوب به جبهه شمال منجر نشد.
درمجموع، به طور خلاصه، می توان تصریح كرد در این مرحله، جمهوری اسلامی ایران از میان چهار هدفی كه درصدد دست یابی به آنها بود، توانست از نظر جغرافیایی، به هدف نخست دست یابد و گامی را به سوی رسیدن به هدف دوم (تصرف بصره) بردارد، اما این موفقیت برای تأمین اهداف مورد نظر اندك و پرهزینه بود و در یك مورد، كه به تصرف شبه جزیره فاو و محدود شدن دسترسی عراق به آبهای خلیج فارس منجر شد، به دلیل فقدان اجماع در استراتژی كلان، فقدان برنامه ریزی دقیق در داخل و موقعیت ضعیف بین المللی ایران نتوانست بهره برداری لازم را در سطح سیاسی از آن به عمل آورد و به تأمین هدفهای سیاسی نزدیك شود. استراتژی نظامی ایران در جبهه شمالی هم موفقیت چشم گیری در رسیدن به هدف نداشت، هرچند پیروزی در عملیاتها در مواقعی با ایران بود. همچنین، به مرور زمان و با دست یابی عراق به سلاحهای دوربرد و پیشرفته، عملاً، امنیت شهرهای غربی كشور تحت تأثیر قرار گرفت، اما دوری نیروی زمینی عراق از مرزهای بین المللی برقراری امنیت در این مناطق را تداوم داد و دیگر به راحتی، تجاوز زمینی امكان پذیر نبود. این دوره از جنگ به دلیل طولانی بودن تلاش هر دو طرف با حداكثر توان برای كسب پیروزی به تلفات و خسارت سنگینی برای هر دو طرف منجر شد.
نگاهی به آمار تلفات انسانی عراق در طول هشت سال جنگ نشان دهنده این است كه سال هفتم (از شهریور ماه سال 1365 تا شهریور ماه سال 1366) با 134600 نفر كشته و زخمی بیشترین تلفات را در بین سالهای جنگ به خود اختصاص داده است.(27)
این افزایش بیش از صددرصدی تلفات انسانی عراق نسبت به سال پیش و نیز، افزایش تلفات ایران در عملیات كربلای 5 در منطقه شلمچه نشان دهنده هزینه انسانی بالای این سال است. در این عملیات، مهم ترین و مستحكم ترین سد دفاعی عراق در شرق بصره فرو ریخت و از این نظر، ایران پیروز این عملیات بود كه توانست یكی از قوی ترین خطوط دفاعی جهان را كه از سوی ابرقدرت شرق ساخته شده بود، فرو بریزد و یك گام به هدف استراتژیك خود در جنوب (بصره) نزدیك شود. عراق نیز با وجود تلفات بسیار سنگین نتوانست مانع از فروریختن خطوط دفاعی خود شود و یكبار دیگر نسبت به سقوط بصره احساس خطر جدی كرد.
در مجموع، از دیدگاه هزینه دستاورد به نظر می رسد كه مرحلهِ دوم جنگ ایران در مقایسه با عراق دستاورد بیشتری را كسب كرده است. در این دوره نظام بین الملل مجبور شد در مقابل دو پیروزی مهم و استراتژیك ایران در فاو و شلمچه، قطعنامه 598 را به تصویب برساند كه در آن بخشی از خواسته های ایران در نظر گرفته شده بود. علاوه بر این در این دوره نیروهای نظامی ایران ابتكار عمل را در اختیار داشتند و نیروهای نظامی عراق منفعلا نه عمل می كردند. از نظر سرزمینی نیز هرچند جنگ در جغرافیای عراق دنبال می شد، اما عراق با توسعه جنگ به خلیج فارس و شهرهای ایران، آسیب پذیری ایران در جنگ را به شدت افزایش داده بود. از نظر هزینه های انسانی جنگ نیز تلفات هر دو طرف بسیار سنگین بود.

پایان جنگ

سومین مرحلهِ جنگ ایران و عراق، مرحله پایانی آن است كه حدود یك ماه پایانی جنگ را در سال 1367 در بر می گیرد. این مرحله از جنگ با حملهِ عراق به مناطق شرهانی و زبیدات، خرمشهر، آبادان، اهواز و با كمك منافقین به غرب كشور (سرپل زهاب، اسلا م آباد و ...) آغاز و تا برقراری آتش بس رسمی در جنگ ادامه یافت. طی این دوره، عراق مجدداً، موضع تهاجمی به خود گرفت و حملات گسترده ای را برای تصرف برخی از شهرها و مناطق استراتژیك ایران در جنوب طراحی و اجرا كرد. البته، پیش از تشریح تحولات و اقدامات عراق در این دوره، باید یادآوری شود كه طی جنگ، این كشور سه بار در موضع تهاجمی قرار گرفت و این مورد سومین بار آن بود.
مورد نخست همان سال نخست جنگ بود كه پیش از این، تشریح شد. مورد دوم پس از اجرای موفقیت آمیز عملیات والفجر 8 از سوی ایران و تصرف فاو بود كه از آن با نام استراتژی دفاع متحرك عراق یاد می شود. این استراتژی با حمله عراق به محور چوارتا در تاریخ 25 اسفندماه سال 1364 آغاز و با تصرف شهر مهران در تاریخ 26 ادیبهشت ماه سال 1365 اعلام رسمی و در نهایت، با بازپس گیری این شهر از سوی نیروهای سپاه پاسداران انقلا ب اسلا می در 9 تیرماه سال 1365 عملاً پایان یافت. از میان یازده مورد حمله عراق، پنج مورد در جبهه شمالی، دو مورد در جبهه میانی و چهار مورد در جبهه جنوبی بود. از نظر استعداد به كار رفته، دو مورد جبهه جنوبی با به كارگیری بیش از دو لشكر و ده تیپ، از دیگر موارد بیشتر اهمیت داشتند. جدا از میزان هزینه این استراتژی، مقاومت نیروهای ایرانی و دستاوردهای كم آن موجب شد تا عراق از تداوم آن صرف نظر كند.(28)
در مرحله سوم جنگ، عراق بار دیگر، موضع تهاجمی به خود گرفت و با برنامه ریزی گسترده ، اقدامات هماهنگ طرح آزادسازی فاو را اجرا كرد. نیروهای سپاه هفتم عراق و گارد ریاست جمهوری كه در جبهه جنوب متمركز شده بودند، در اقدام حساب شده ای در اول ماه رمضان، زمانی كه یگانهای عمده و برجسته ایران در جبهه شمالی مستقر و با انجام عملیاتهای متعدد از جمله عملیات والفجر 10 درصدد بودند توان عراق را در جنوب، تجزیه و یگانهای برجسته آن را به جبهه شمالی بكشانند، عملیات بازپس گیری فاو آغاز كردند. آنها با بهره گیری از اصل غافل گیری و استفاده گسترده از سلاحهای شیمیایی، شبه جزیره فاو را به تصرف خود در آوردند.(29) بدین ترتیب، مرحله سوم جنگ، كه ویژگی آن گرفتن حالت تهاجمی از سوی عراق و انجام عملیاتهای پی درپی بود، آغاز شد و پنج ماه پس از آن، به پایان جنگ و برقراری آتش بس رسمی انجامید.
برخلاف دو مرحله پیشین، برای این مرحله از جنگ، اهداف ملموس وكلان نظامی تعریف نشده بود. اهداف این مرحله از جنگ بیشتر به صورت اهداف مشخص و جزئی نظامی بود و اهداف و استراتژی كلان آن بیشتر با توجه به روند تحولات و نتایج به دست آمده از گامهای برداشته شده، استنتاج می شد.
به نظر می رسد عراق در روند جنگ به این نتیجه رسیده بود كه پایان آن در موضع ضعیف نظامی امكان پذیر نیست و به تنهایی نمی تواند از عهده آن برآید؛ بنابراین، به تقویت توان عملیاتی یگانهای خود پرداخت و كوشید از موضع پدافندی خارج شود و برای بازپس گیری سرزمینهای تصرف شده حالت تهاجمی به خود بگیرد. همچنین، كوشید تا با بین المللی كردن جنگ توان نظامی ایران را تقسیم و تضعیف كند.(30)
عراق پس از انجام چند عملیات موفقیت آمیز، به ویژه پس از باز پس گیری منطقه عملیاتی شلمچه، بار دیگر، اهدافی فراتر از سرزمینهای خود را در دستور كار خود قرار داد و كوشید تا با به كارگیری حداكثر توان نظامی خود و با بهره گیری از درهم ریخته شدن مواضع نیروهای ایران و تجربه بسیار اندك آنها در اتخاذ موضع پدافندی، مناطق مهمی از ایران، مانند خرمشهر، آبادان و احتمالاً كل استان خوزستان در جبههِ جنوبی و استان ایلام را به صورت مستقیم و كرمانشاه را به صورت غیرمستقیم به دست آورد؛ اهدافی كه در آغاز جنگ، موفق به تحقق آنها نشده بود. در واقع، عراق قصد داشت تا با دست یابی بدین اهداف، برای پایان جنگ از موضع قدرت بر میز مذاكره با ایران بنشیند.
هرچند عراق برنامه ریزی خود را برای رسیدن به اهداف مزبور از سال 1364 آغاز كرده و یكبار، این برنامه را در قالب استراتژی دفاع متحرك به اجرا در آورده بود،
اما این بار، با سرمایه گذاری وسیع تر و ایجاد تحول در تصمیم گیری از طریق تمركز زدایی و واگذاری نقش بیشتر به فرماندهان عملیاتی، ایجاد واحدهای برجسته گارد ریاست جمهوری كه استعداد آنها در آغاز سال 1367 دست كم، به 28 تیپ می رسید و بالغ بر صدهزار نفر بود، افزایش استعداد نیروی انسانی به حدود یك میلیون نفر، بهره گیری وسیع از سلاحهای شیمیایی، بهره گیری از حجم انبوه هواپیماها و بالگردهای پیشرفته(31) این امكان را فراهم كند كه نه تنها از لاك دفاعی بیرون آید، بلكه در طول تمامی جبهه ها، عملیاتهای تهاجمی نسبتاً وسیع و مداومی را اجرا كند.(32) آمار دقیقی از میزان تلفات و خسارتهای عراق در این مرحله وجود ندارد، اما اگر میزان كشته ها و مجروحان عراق در سال هشتم جنگ، كه از مهرماه سال 1366 تا پایان جنگ و عملیاتهایی، مانند نصر 8، بیت المقدس 2 تا 7 و والفجر 10 را در بر می گیرد، در نظر گرفته شود، به نسبت سال پیش به مراتب كمتر است.
كتاب كارنامهِ نبردهای زمینی منتشره از سوی مركز مطالعات و تحقیقات جنگ كشته شدگان و مجروحان عراق را در سال هفتم جنگ، 134600 نفر و در سال هشتم،
26500 نفر برآورد كرده است كه نسبت به سال پیش، حدود یك ششم است؛(33) بنابراین، اگر تلفات انسانی عراق در شش ماهه دوم سال 1366 را از این تعداد كم كنیم، تلفات عراق برای سلسله عملیاتهای آن در سال 1367 به مراتب كمتر خواهد بود.
در مجموع، در نگاهی كلی به این مرحله از جنگ می توان گفت در این دوره، عراق با توجه به اینكه ایران قطعنامه 598 را پذیرفته بود به صورت شتابزده مجدداً وارد خاك ایران شد و تلاش كرد با اشغال بخشی از منطقهِ استراتژیك جنوب، زیانهای ناشی از بندهای قطعنامه را بر سر میز مذاكره جبران كند. هرچند در این مرحله از جنگ عراق توانست بین اهداف، ابزار و شیوهِ خود نسبت معقولی ایجاد كند، اما موفقیت نیروهای سپاه پاسداران در عقب راندن ارتش عراق مانع از دست یابی عراق به اهدافش در این مرحله از جنگ شد. روحیه نیروهای ایران نیز كه در مرحلهِ بازپس گیری مناطق فاو، شلمچه و جزایر مجنون توسط عراق ضعیف شده بود، مجددا بازسازی شد و حضور گسترده نیروهای بسیجی در جبهه ها یادآور روزهای موفق ایران در جنگ بود.

شكست/ پیروزی در كلیت و پیامدهای جنگ
جنگ ایران و عراق پس از 95 ماه مبارزه همه جانبه زمینی، هوایی و دریایی در 29 مرداد ماه سال 1367، با برقراری آتش بس رسمی از سوی هر دو كشور پایان یافت. هشت سال جنگ هیچ تغییری در مرزهای دو كشور پدید نیاورد و در پایان، قرارداد 1975 الجزایر و تقسیمات مرزی شان مجدداً از سوی هر دو طرف مورد تأیید قرار گرفت.
بدین ترتیب، مرز دو كشور در اروندرود به همان شكل پیشین، خط تالوگ باقی ماند و عراق به طور كامل، حاكمیت مشترك بر كشتی رانی در اروند رود را پذیرفت و بدین ترتیب، تمامی ادعاهای خود را برای آغاز جنگ پس گرفت و طی نامه ای به رئیس جمهور ایران اعلام كرد:
< با پیشنهاد شما .... ناظر به لزوم مبنا قرار دادن عهدنامهِ 1975 موافقت می شود> .(34) بدین ترتیب، رژیم عراق به هیچ كدام از اهداف اولیه جنگ نرسید. با این حال، با توجه به اینكه به مرور زمان خود جنگ به عاملی برای تهدید رژیم آن تبدیل شده بود، بلافاصله، پس از پذیرش رسمی قطعنامهِ 598 از سوی ایران، صدام حسین دستور داد در سراسر عراق به مناسبت پیروزی جشن بگیرند.
جشن پیروزی صدام، نه برای حاكمیت كامل بر اروند، جداكردن خوزستان از ایران، روی كار آوردن حكومت دلخواه خود در ایران یا تبدیل شدن به قدرت برتر منطقه و ایفای نقش اصلی در جهان عرب، بلكه بدین دلیل بود كه طی هشت سال جنگ، توانست جلوی حملات ایران را بگیرد و ضمن حفظ تمامیت ارضی عراق به حكومت خود تداوم بخشد و به تثبیت آن كمك كند.
جمهوری اسلامی ایران نیز از نظر حفظ تمامیت ارضی كشور در پس یك تجاوز، پیروز میدان بود. ایران برای نخستین بار در تاریخ معاصر، توانست به جنگی كه تمامیت ارضی آن را هدف قرار داده بود، پایان دهد، بدون اینكه كوچك ترین بخشی از سرزمین آن جدا شود. بدین ترتیب، نظام جمهوری اسلامی، نه تنها سرنگون نشد، بلكه عملاً ، توانست در طول جنگ پایه های خود را تثبیت كند و به قول امام خمینی(ره)، مظلومیت خویش و ستم متجاوزان را در جنگ به اثبات رساند و حس برادری و وطن دوستی را در نهاد یكایك مردمان ایران بارور كند .(35) به بیان دیگر، جمهوری اسلامی ایران با ایستادگی در مقابل تجاوز عراق، نه تنها تهدید علیه امنیت ملی را برطرف كرد، بلكه با ایجاد وحدت در اقشار مختلف به هویت ملی انسجام بیشتری بخشید و از این نظر، دستاوردهای قابل تأملی داشت.
معیار دیگر برای ارزیابی شكست/ پیروزی هزینه های جنگ با توجه به دستاوردهای آن و تأثیری است كه روش انتخاب شده برای هر یك از این دو مؤلفه دارد.
به طور كلی، هزینه های جنگ ایران و عراق به دو قسمت هزینه های اقتصادی و هزینه های انسانی و همچنین، هزینه های مستقیم و غیرمستقیم تقسیم می شود. همین طور معیارها و تقسیمهای دیگری نیز قابل طرح است كه برای جلوگیری از طولانی شدن بحث به همین دو مورد بسنده می شود. هزینه اقتصادی جنگ برای ایران 644 میلیارد و برای عراق 452 میلیارد دلار برآورد شده است. این مبالغ، تنها هزینه های پولی جنگ است و هزینه های تورمی، درآمدها و خدمات هدر رفته به دلیل كشته شدن صدها هزار نفر، اتلاف منابع طبیعی، تأخیر در اجرای پروژه های عمرانی، هزینه های آموزشی و پرورشی برای نسل جوان و ارقامی را كه در نهایت، صرف آسیب دیدگان جنگ می شود كه توانایی تولید در مشاركت ملی را ندارند، در برنمی گیرد.(36) طبق یكی از محاسبات، هزینه ها و خسارتهای اقتصادی ایران حدود هزار میلیارد دلار است. با این معیار به نظر می رسد خسارت و هزینه جنگ برای عراق نیز بالغ بر هشتصد میلیارد دلار باشد.
نكته دیگر اینكه جنگ برای كشورهای منطقه نیز پیامدهایی داشت؛ چرا كه كشورهای عرب حوزهِ خلیج فارس كمك مالی و نظامی گسترده ای را در اختیار عراق قرار دادند. طبق برخی از برآوردها، كمكهای اعضای شورای همكاری خلیج فارس به عراق حدود هشتاد میلیارد دلار است؛ كمكهایی كه اختلافات بعدی عراق با كویت و عربستان، تجاوز رژیم بغداد به كویت و آغاز جنگ دیگری در منطقه و وارد آمدن خسارت مجدد به كشورهای منطقه نتیجه آنها بود. البته، این خسارتهای منطقه ای جنگ جدا از خسارتهایی است كه این كشورها به دلیل ازدست رفتن فرصتهای شكوفایی اقتصادی و پیشرفتهای دیگر منطقه ای متحمل شده اند و اگر خسارت ناشی از نابودی فرصت توسعه نیز در نظر گرفته شود، آثار و پیامدهای منفی منطقه ای جنگ به مراتب بیشتر خواهد بود. تأثیر اقتصادی فرامنطقه ای جنگ بیشتر به كشورهای عرضه كننده اقلام مورد استفاده در جنگ مربوط می شود و عرضه كنندگان جنگ افزارهای نظامی در جنگها فرصت بیشتری برای فروش تولیدات خود پیدا می كنند. در جنگ ایران و عراق نیز، عرضه جنگ افزارها، نه تنها برای طرفهای جنگ، بلكه به كشورهای منطقه به شدت افزایش پیدا كرد و فروشندگان سلاح و اقلام مصرفی در جنگ بیشترین سود اقتصادی را از این جنگ بردند.
هزینه ها و دستاوردهای انسانی جنگ نیز قابل تأمل است و باید در ارزیابی شكست/ پیروزی جنگ مدنظر قرار گیرد. هر چند محاسبه هزینه های انسانی با توجه به ارزش والای انسان در دین مبین اسلام بسیار دشوار یا ناممكن است، اما آنچه در این مبحث طرح می شود، كمیت افراد است، نه كرامت آنها، كه مطمئناً، در جنگ، بروز می یابد و از سوی دیگر، جنگها نیز نابودی انسانها را درپی دارند. طی جنگ ایران و عراق، انسانهای وارسته ای تربیت شدند، همچنان كه انسانهای ارزشمند و توانایی، شهید شدند و جامعه از تواناییهای آنها محروم ماند. هر چند برآورد دقیقی از كشتگان و مجروحان دو طرف جنگ وجود ندارد، اما در اسناد و متون مختلف، تعداد كشتگان و مجروحان عراق نزدیك به چهارصد هزار نفر و اسیران آن كمی كمتر از هفتادهزار نفر ذكر شده است و به نظر می رسد با توجه به استراتژی نظامی ایران كه بیشتر به جای نیروی زرهی بر نیروی پیاده استوار بود و همچنین، طی جنگ، ایران نسبت به عراق در دوره زمانی طولانی تری ابتكار عمل را در دست داشت و از موضع تهاجمی برخوردار بود، تلفات آن نیز دست كم، در همین میزان باشد، به ویژه اگر تلفات غیرنظامی نیز در نظر گرفته شود و با توجه به آنكه این عراق بود كه در جنگ شهرها، بیشترین حملات را داشت، شاید رقم تلفات انسانی ایران از عراق نیز بیشتر بشود. با توجه به هزینه های اقتصادی و انسانی جنگ، ارزش دستاوردهای آن برای هر دو طرف كاهش می یابد. به نظر می رسد در صورت استفاده هر دو كشور از گزینه های دیگر برای رسیدن به هدف و دست یابی به نتایج مورد نظر، هزینه های آنها كمتر و دستاوردشان بیشتر می شد، اما به دلیل آنكه این گزاره، فرضیه ای بیش نیست و در عمل، هر دو كشور گزینهِ توسل به زور را در تهاجم یا دفاع انتخاب كرده اند، امكان آزمون عملی گزینه های دیگر وجود ندارد، هر چند به صورت عقلی و منطقی و با توجه به تجربه های موارد دیگر می توان گفت در صورتی كه هر دو طرف گزینه های غیرنظامی را برای رسیدن به اهداف می پذیرفتند، هزینه آنها به مراتب از هزینه گزینه نظامی كنونی كمتر می شد.


اما در مورد دستاوردها نمی توان همانند هزینه ها قضاوت كرد، احتمال دارد كه دستاوردهای آن برای دو طرف متفاوت بوده باشد. دستاورد گزینه های غیرنظامی مانند گزینه نظامی غیرقابل پیش بینی است و نمی توان برای گزینه غیرنظامی دستاورد بیشتری قائل شد. همچنان كه هزینه گزینهِ نظامی بالاست و باید از توسل به زور خودداری كرد، اما به همان میزان و حتی بیشتر باید در تصمیم گیری دقت كرد؛ زیرا، نادیده گرفتن همین گزینه ممكن است پای كشور را به جنگ بكشاند و دقیقاً، خودداری از جنگ نتیجه معكوس دهد و كشور را ناخواسته به جنگ وارد كند؛ بنابراین، با توجه به این موضوع باید در ارزیابی هزینه گزینه های غیرنظامی میزان اثرگذاری آنها در جلوگیری از جنگ نیز مدنظر باشد.


نتیجه گیری
در سال 1359، ایران گزینه جنگ را نه به دلیل دستاوردهای مثبتش، بلكه برای مقابله با هزینه های تحمیلی آن انتخاب كرد. به نظر می رسد ایران برای جلوگیری از تحمل هزینهِ بیشتر به جنگ تن داد، نه اینكه به اختیار از میان گزینه های مختلف به انتخاب آن دست زد. به عبارت دیگر، جمهوری اسلامی ایران تا عملیات رمضان از آن نظر كه توانست مانع از تسلط عراق بر اروند رود و تجزیه خوزستان از ایران شود، طرف پیروز میدان جنگ بود و مشخصاً، عراق از هر دو نظر هم به دلیل ناكامی در رسیدن به اهداف و هم از نظر تحمل تلفات انسانی و هزینه های اقتصادی گسترده، طرف شكست خوردهِ این مرحله از جنگ محسوب می شد.
اوضاع جنگ در مرحله بعدی پیچیده تر بود. در این مرحله، ایران حالت هجومی داشت و از ابتكار عمل برخوردار بود. در واقع، اهداف خود را مشخص كرده و در صدد دست یافتن بدانها بود. در این وضعیت، معیار ارزیابی همراه با هزینه ها و گزینه انتخابی رسیدن به هدف است كه در مجموع، موفق به نظر نمی رسد. در واقع، اهداف مورد نظر تأمین نشد و هزینه های آن در قیاس با دستاوردها قابل قبول به نظر نمی رسید، با این حال، در این مرحله، ایران توانست توانایی خود را در دفع تجاوز و هزینهِ بالای هرگونه تجاوز احتمالی به ایران نشان دهد و این خود دستاورد كمی نیست. از دیدگاه مزبور، این مرحله از جنگ نمایش قدرت ایران در بستر زمانی طولانی است كه آن را به رخ كشورهای متخاصم كشید و تصمیم سازان و سیاستمداران آنها را به درنگ و تأمل بیشتر وادار می كند. این دستاورد جنگ چندان عینی نیست كه در محاسبات كمی بیان شود، اما در گذر زمان، چنان بر رفتار دیگر بازیگران بین المللی تأثیر می گذارد كه تأثیر آن بر همگان كاملاً مشخص است.
در مرحله سوم و پایانی جنگ، عراق در موضع برتر و پیروزی اش در سطح عملیاتی چشم گیر بود و تأثیرات آن در استراتژی نظامی دو كشور به سرعت آشكار شد؛ زیرا، توانست سرزمینهای تصرف شده خود را باز پس گیرد و طرف پیروز میدان نبرد باشد، هر چند از آن نظر كه نتوانست مناطق اشغال شده را تثبیت و از موضع برتر بر سر میز مذاكره بنشیند، شكست خورده این مرحله محسوب می شد. از منظر دو معیار هزینه و دستاورد، عراق به پیروزی درخور توجهی دست یافت، اما ایران را نمی توان طرف شكست خورده آن قلمداد كرد. انتخاب گزینه پایان جنگ از سوی آن به همراه سابقه مقاومت شدید در شش سال پیش باعث شدند كه تغییر رفتار دشمن با هزینه كمتری صورت گیرد و هزینه تحمیلی ایران در این مرحله از جنگ كاهش یابد. از این نظر می توان گفت اگر عراق طرف پیروز میدان هم باشد، ایران طرف شكست خورده آن نیست. در واقع، از اینكه ایران توانست گزینه مناسبی را برای خودداری از پذیرش شكست و هزینه های سنگین تر انتخاب كند، طرف شكست خورده محسوب نمی شود، همچنان كه طرف پیروز این مرحله نیز نیست.
در افقی تاریخی و نگاهی كلان به جنگ هشت ساله، هم به دلیل آغاز جنگ بدون رسیدن به هدف، هم به دلیل تحمل تلفات و خسارات و هم به دلیل پیامدهای جنگ كه به جنگ دیگری منتهی شد، عراق طرف شكست خوردهِ جنگ بود. در مقابل، جمهوری اسلامی ایران از این نظر كه توانست مانع از تحقق اهداف عراق شود، طرف پیروز جنگ بود. هر چند با در نظر گرفتن هزینه های جنگ و دستاوردهای اثباتی آن این برداشت به شدت كم رنگ می شود. طی این جنگ كشورهای منطقه به همراه ایران و عراق هزینه های گسترده ای را تحمل كردند و فرصتهای عظیمی را برای پیشرفت از دست دادند. از این منظر، تمامی كشورهای منطقه از جنگی كه رژیم صدام به راه انداخت، آسیب دیدند و تا سالهای سال، از پیامدهای منفی این جنگ متأثر بودند. كشورهای پیروز جنگ صادركنندگان جنگ افزارهای نظامی و اقلام مصرفی در جنگ بودند، آنها بدون اینكه هزینه ای بر آن پرداخت كنند، از جنگ كاملاً سود بردند.

فصلنامه نگین - شماره 7


(1) كالین اس.گری؛ تعریف و كسب پیروزی قاطع؛ ماهنامه نگاه؛ شماره 34، اردیبهشت 1382، ص 19.
(2)Carl Von Clausewitz. On War, Michael Howard and Peter paret, (eds). Princeton: Princeton University Press, 1976.P. 75
(3)David,J. theroux. The War on Terrorism . (2003)


(4)Sapper,P. Decisive Victory . (2003) > www.sscentral.net (5)Michael Howard. When We are Wars Decisive Survival. Vol. 14, No.1, Spring 1999, p.135
(6)Michael, Brecher. Crisis in world Politics. New York: pergamon Press, 1993, p.26-37
(7) عبدالحلیم ابوغزاله؛ جنگ ایران و عراق؛ ترجمه نادر نوروزشاد؛ تهران: مركز مطالعات و تحقیقات جنگ، 1380، ص 88 .
(8)Anthony H. Cordesman and Abraham R. Wagner. The Lessons of Modern War. Vol II: The Iran -Iraq War. San Francis co: Westview Press, 1990. p. 23-31
(9) ابوغزاله؛ پیشین؛ ص 89 .
(10) كارلااتورز و نیسنت دیفرونزو؛ افزایش ابزارها در جنگ ایران و ع-راق: ن-اس-ازگ-اری عناصر استراتژی صدام؛ ترجمه پریسا كریمی نیا، فصلنامه نگین ایران: شماره 6، پائیز 1382، ص 12.
(11) فرهاد درویشی؛ بررسی استراتژی عراق در جنگ ایران (1359-1367) در مجید مختاری (به اهتمام)؛ چند مسئله راهبردی (مجموعه مقالات) ؛ تهران: مركز مطالعات و تحقیقات جنگ، 1380، صص 87-88 .
(12) مركز مطالعات و تحقیقات جنگ، راهنمای عملیات جنگ هشت ساله، تهران: مركزمطالعات وتحقیقات جنگ، 1369، ص 81.
(13)Tom Cooper and Farzad Bishop, Iran-Iraq war in the Air .01980-1988, New York: BlakِWhite Press, 2003. ch.4
(14) محمد درودیان؛ آغاز تا پایان؛ تهران: مركز مطالعات و تحقیقات جنگ، چاپ چهارم، 1380، ص 44.
(15)Rebecca Cullen (ed). Essential Histories: The Iran-Iraq war 01980-1988, Uk: Osprey Publishing, 2003. p.p 66-75.
(16) مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)؛ صحیفه امام؛ جلد 21. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)، 1378، ص 283.
(17) مجید مختاری؛ < تجزیه و تحلیل، مقطع زمینه سازی جنگ ایران و عراق> در جنگ تحمیلی (مجموعه مقالات). تهران: دانشكده فرماندهی و ستاد، 1373، صص87-116.
(18) فرهاد درویشی و دیگران؛ ریشه های تهاجم؛ تهران: مركز مطالعات و تحقیقات جنگ، 1378، ص 17.
(19) حسین حمیدی نیا؛ دلایل نظامی شكست عراق در چهار عملیات ثامن الائمه، طریق القدس، فتح المبین و بیت المقدس؛ فصلنامه نگین ایران؛ شماره اول، تابستان 1381، صص 24-34.
(20) رك به: مصاحبه روزنامه همشهری با هاشمی رفسنجانی 1/7/1382.
(21) محسن رضایی؛ استراتژی جمهوری اسلامی ایران در هشت سال دفاع مقدس؛ فصلنامه نگین ایران؛ شماره 6، پاییز 1382؛ صص125 تا 132.
(22) برای مطالعه بیشتر به مصاحبه های آقایان هاشمی رفسنجانی و محسن رضایی در مورد مسائل دوران جنگ ر ك به: فصلنامه نگین ایران؛ شماره 5، تابستان 82، صص 107-116.
(23) رضایی؛ پیشین؛ ص 11 (سند اصلی).
(24) برای مطالعه بیشتر به مقدمه كتاب زیر ر ك به: محمدحسین جمشیدی و محمود یزدان فام؛ روزشمار جنگ ایران و عراق، جلد 47: آخرین حضور در جنوب، تهران: مركز مطالعات و تحقیقات جنگ، 1381.
(25) برای مطالعه جزئیات عملیات و سیر عملیاتهای ایران ر ك به:
- مركز مطالعات و تحقیقات جنگ، راهنمای ... پیشین.
- حسن دری؛ كارنامه نبردهای زمینی؛ تهران: مركز مطالعات و تحقیقات جنگ، 1381.
- محمد درودیان؛ مجموعه سیری در جنگ ایران و عراق، در پنج جلد؛ مركز مطالعات و تحقیقات جنگ.
(26) حسین اردستانی؛ تنبیه متجاوز؛ تهران: مركز مطالعات و تحقیقات جنگ، 1379، صص 315-316.
(27) دری؛ پیشین؛ ص 173.
(28) محسن رشید؛ اطلس جنگ ایران و عراق؛ تهران: مركز مطالعات و تحقیقات جنگ، 1379، ص 75.
(29) ابوغزاله؛ پیشین؛ صص 316-318.
(30) محمود یزدان فام؛ عوامل و دلایل گسترش جنگ ایران و عراق، فصلنامه نگین ایران، شماره اول، تابستان 1381، صص 35-48.
(31)Cordesman. Op. Cit. p.355
(32) رشید؛ پیشین؛ ص 110.
(33) دری؛ پیشین؛ ص 173.
(34) دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی؛ متن نامه های مبادله شده بین روِسای جمهوری اسلامی ایران و جمهوری عراق؛ تهران: دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی، 1370.
(35) مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی، پیشین؛ ص 283.
(36) كامران مفید؛ هزینه اقتصادی جنگ ایران و عراق؛ ترجمه داریوش قمری؛ فصلنامه نگین ایران؛ شماره5، تابستان 1382، صص 101-102.
(37)Cordesman. Op.Cit. p.49






نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1389/03/31 توسط مهدی آرا