تبلیغات
ایرانیان - احادیث عدم جدایى
ایرانیان
چو ایران مباشد تن من مباد
رسول خدا (ص) فرمود:

إنی تارك فیكم الثقلین : كتاب الله حبل ممدود ما بین السماء والأرض وعترتی أهل بیتی ولن یتفرقا حتى یردا علی الحوض

 در میان شما دو چیز گرانبها را مى گذارم: كتاب خداوند را كه حبل ممدود و ریسمان ممتد میان آسمان و زمان است، وعترتم را كه اهل بیت من هستند، و این دو هرگز از هم جدا نمى شوند تا بر من در حوض وارد بشوند

                    

 

هــ)              

                                                از قرآن                       

احادیث ثقلین و جدا ناپذیرى اهل بیت از قرآن، و احادیث كه مى فرمایند على با قرآن است و قرآن با على، على محور حق است، و احادیثى كه مى گوید، على با قرآن است وقرآن با على، و این دو از هم جداناپذیر تا بر من در حوض وارد بشوند، مصداق اهل بیت را روشن و ثابت مى كند، زیرا طبق سخنان رسول خدا، اهل بیت از قرآن جداناپذیر است، تا بر حوض كوثر بر او وارد شوند، و این كنایه از بر حق بودن على(علیه السلام)است، همانطورى كه قرآن هدایتگر و بر حق است، على(علیه السلام)اهل بیت نیز هدایتگر امّت و بر حق است. و در جاى دیگر رسول خدا(صلى الله علیه وآله)  تصریح نموده كه على با قرآن است و قرآن با على، على حق است، على محور حق است.

بنا بر این على(علیه السلام) حق است و از قرآن جداناپذیر است. و از طرف دیگر در جایش ثابت شده است كه عترت و اهل بیت رسول خدا از قرآن جداناپذیر است. در نتیجه على(علیه السلام) از اهل البیت است كه از قرآن جداناپذیر مى باشد.

و امّا احادیثى كه اهل البیت را جداناپذیر از قرآن یاد كرده تا بر حوض كوثر بر رسول خدا وارد شود، مشهور، متواتر و زیاد است و از طریق فریقین وارد شده است.

ابو سعید خدرى گفته است كه رسول خدا فرمود:«إنی تارك فیكم الثقلین : كتاب الله حبل ممدود ما بین السماء والأرض وعترتی أهل بیتی ولن یتفرقا حتى یردا علی الحوض; در میان شما دو چیز گرانبها را مى گذارم: كتاب خداوند را كه حبل ممدود و ریسمان ممتد میان آسمان و زمان است، وعترتم را كه اهل بیت من هستند، و این دو هرگز از هم جدا نمى شوند تا بر من در حوض وارد بشوند[162]. مفاد این حدیث با عبارات متعدد، از طرق مختلف روایت شده است و در برخى از آنها به جاى «الثقلین»[163] كلمه «الخلیفتین»[164]، ودر برخى از آنها واژه «انى تارك ما ان تمسكتم به»[165] و در برخى كلمه «قد تركت فیكم ما إن أخذتم به»[166] به كار رفته است.

و قرائن مقالى و حالى شواهد روشن است كه منظور از عترت و اهل بیت در این حدیث على(علیه السلام)است، به دلیل اینكه رسول خدا(صلى الله علیه وآله) در روز غدیر، روز نصب امیر المؤمنین به ولایت امرى در حالى كه دستهاى مبارك امام را گرفته و بالا برده بود، این حدیث را خواند، و سپس فرمود: پس مواظب باشید كه با قرآن و اهل بیتم چگونه رفتار مى كنید، و این دو از هم جدا نمى شوند تا بر من در حوض وارد بشود. سپس فرمود: خداوند مولاى من است، و من ولى تمام مؤمنانم، سپس از دست على(علیه السلام)گرفت، فرمود: هركسى را كه من مولاى اویم، پس این (على) مولاى او است، خداوندا دوستان او را دوست بدار، و دشمنان او را دشمن بدار.[167]

این حدیث را ابوشیبه، طبرانى، از زید بن ارقم، و همچنین ابن سعد، و احمد، و طبرانى ازسعید، اخراج كرده است، چنانكه سیوطى گفته است[168].

و امّا احادیثى كه على(علیه السلام)  را محور حق قرار داده و تصریح كرده كه على با قرآن است و قرآن با على، در منابع مختلفى ذكر شده كه به پاره اى از آنهااشاره مى شود:

طبرانى در معجم الصغیر و الاوسط خویش روایت را نقل كه ام سلمه گفته است : از رسول خدا شنیدم كه مى فرمود: على با قرآن است و قرآن با على، و این دو از هم جدا نمى شوند تا در حوض بر من وارد شوند[169]. و همین حدیث را دیگران[170] از جمله سیوطى در درالمنثور ذكر كرده است.[171]

و همچنین در احادیث زیادى على(علیه السلام) محور حق از طرف رسول خدا معرفى شده است. و رسول خدا فرموده است : «اللهم ادر الحق مع على حیث مادار; خدایا حق را بر مدار على(علیه السلام)بچرخان» واین حدیث در منابع متعددى وازد شده است. از جمله در سنن ترمذى آمده است كه رسول خدا فرمود: «رحم اللّهُ علیّاً، اللّهم ادر الحقّ معه حدیث دار; خدایا على را مشمول رحمت خویش قرار بده و خداوندا! حق را بر مدار على بچرخان»[172] .حاكم نیشابورى نیز این حدیث را در المستدرك ذكر كرده و گفته است «هذا حدیث صحیح على شرط مسلم; یعنى این حدیث واجد شرایطى است كه مُسلم در صحیح بودن یك حدیث شرط مى داند[173].

حاكم نیشابورى در جاى دیگر نیز حدیثى را نزدیك به همین مضمون نقل كرده و اضافه نموده است : «هذه الاحادیث ثلاثة كلّها صحیحة على شرط الشیخین ولم یخرجا[174].

و همچنین فخر رازى در كتاب تفسیر كبیر آورده است كه: «امّا انّ علىّ بن ابیطالب (علیه السلام)كان یجهر بالتسمیة فقد ثبت بالتواتر: و من اقتدى فى دینه بعلىّ بن ابى طالب (علیه السلام)فقد اهتدى قال: و الدلیل علیه قوله ـ یعنى النبى(صلى الله علیه وآله)ـ اللّهم ادر الحق مع علىّ حیث دار; اینكه حضرت على بسم الله الرحمن الرحیم را در نماز بلند مى خوانده، با تواتر ثابت شده است: و هر كسى در دین خود از على(علیه السلام)پیروى كند هدایت شده است، و دلیل آن حدیث پیامبر(صلى الله علیه وآله) است كه فرمود: خدایا حق را بر مدار على قرار بده».[175] ونیز دیگران احادیث به این مضمون را نقل نموده اند.[176]. و همچینن حدیث «اللهم ادر الحق مع على حیث مادار» در منابع مختلف حدیثى و كلامى شیعه نیز ذكر شده است از جمله شیخ مفید در كتاب مسائل الصاغانیة[177]، المسائل العكبریة[178] و الجمل[179] و شیخ طوسى در اختیار معرفة الرجال[180] و شیخ جعفر كاشف الغطاء در كشف الغطا[181]، سید شرف الدین در المسائل الفقهیة[182]، و نیز دیگران ذكر كرده اند.[183]

وهمه اینها به خوبى اثبات مى كند كه على(علیه السلام) از مصادیق بارز اهل البیت است و از قرآن جداناپذیر است تا در حوض بر رسول خدا(صلى الله علیه وآله)وارد بشود.




نوشته شده در تاریخ جمعه 1389/05/1 توسط مهدی آرا